بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم ف

بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم فکر می کند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نان اش را بگیرد. نه آن قدر سر ِ صف است که بگیرد و نه آن قدر ته، که راحت بزند بیرون. با خودش می گوید من که پنج دقیقه ایستاده ام، و هی کش می دهد. نه این نان برای اوست و نه این صف. نترسید بابا جان. آرام بزنید بیرون. جایی دیگر کسی را دوست خواهید داشت.
دیدگاه ها (۱)

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

<b>انتشار برای نخستین بار </b>❤️🇮🇷<b>دلنوشته فرزند شهید عبدا...

پارت ۱۸چند هفته گذشت.من و جونگکوک به هم نزدیک‌تر شدیم.اما هن...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

کافه یا کلاب شبانه؟یک پوستر اینستاگرامی، یک شماره کارت و چند...

شجاعت در سایه

باران شدیدی روی شیشه‌های عمارت می‌کوبید.ا.ت با اخم جلوی پنجر...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 13چویا برای لحظه ای دستانش را مش...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط