گرچه لحظه ایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،

گرچه لحظه ایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،

و دیگر بوی امیدی نمی دهند . . . .

و سوز عشق تورو دارند ،

اما چه کنم . . . .

می سوزم و می سازم . . . .

ثانیه هایم به تب و تاب افتادن . . . .

راه رفتن یادشان رفته . . . .

پس کی می آیی . . . .

هنوز منتظرت هستم . . . .

آفتاب عمرم غروب خود راپیدا خواهد کرد ،

اما تو هنوز نیا مدی . . . .

بگو . . . .

بگو کی . . . .

کی می آیی تا لحظه ای آمدنت را قاب طلا بگیرم ،

و بر سر در قلبم بکوبم . . . .

اما افسوس همش خاب و خیاله . . . .
دیدگاه ها (۴)

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،و دیگر بوی امیدی نم...

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،و دیگر بوی امیدی نم...

گرچه لحظه هایم در میان سکوت مرگ میمیرند،و دیگر بوی امیدی نمی...

کجایی آشنای همیشه ؟!کجایی عزیزِ دورِ من ؟!با روزگار چه می کن...

کجایی آشنای همیشه ؟!کجایی عزیزِ دورِ من ؟!با روزگار چه می کن...

سلام بر خون خداسلام بر رحمه‌الله‌ الواسعهسلام بر نور چشم رسو...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط