کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی...اگر مثلا سر ساعت چهار

کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی...اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی،
من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود،بیشتر احساس شادی و خوشبختی می کنم....
ساعت چهار که شد دلم بنا می کند به شور زدن و نگران شدن.
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!!
اما اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا باید بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟...هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.

کتاب شازده کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
دیدگاه ها (۱۲)

‌ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو باز میڪرد آب می...

میز کوچکی دو نفره با پارچه ی چهارخونه ی قرمز!فکرش را بکن، خو...

دوست داشتن زوری نیست!اختیاری ست ...اِداری هم نیست،ساعت کار ن...

تو نمی دانی من چقدر دوست دارم برخلاف مقررات و آداب و رسوم و ...

جونگکوک باهامون بازی نکن به دفعه دربیار همگی راحت شیم😂🔥🐰ژاکت...

استی: باید کجا برم که ماشینم رو برام بشورن؟🐰: ما این کارو نم...

می‌نویسم برای تویئ که هیچ‌وقت ‍به دست‌ات نمی‌رسد.نه از روی ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط