احساسم را به دار اویختم

احساسم را به دار اویختم

منطقم را به گلوله بستم

لعنت به هر دو , که عمری بازی ام دادند

دیگر بس است , می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم. . .!
دیدگاه ها (۲)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن ک...

🎙آردا گولر:کورتوا یکی از بهترین دروازه‌بان‌های تاریخه و غیبت...

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

😍😍😍❤️🔴برانکو ایوانکوویچ: برای خدا حافظی با هواداران پرسپولیس...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸 من از او پرسیدم: "می‌خواهی کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط