سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست
گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است
خواستی بسته شود پنجره؟
باشد....کافیست
دیدگاه ها (۴)

ناز این لعبت مهپاره کشیدن داردرخ زیبای فریب...

من لحظه لحظه بودنت را دوست دارمهر جا که باشد دیدنت را دوست ...

دلخوشـم بـا روزهـای  رفته و طوفانی ام قصــه هــا دارد نـگاه ...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

32

همکلاسی جدید من P11دیدی هیونجین جوابی نداد دستش را کشیدی + ه...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱: «دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط