ادامه ی پارت

ادامه ی پارت ۲

<< اقای من >>


منظور جیمین چی بود.تهونگ ؟کیوت؟کوک دیده بود تهیونگ با زنش چه کارایی میکنه پس..
_عه؟راستی جیم از یونگی چخبر؟
این دو دوست از اذیت کردن هم لذت میبردن
+یونگ خب..اممم.هیچی سلامتی
_اها...باش سلامتی.سلاممو بهش برسون
+جونگکوکااا
_باشه باشه.توهم اندازه من اذیت شدی .دیگه قبولش کن چرا ناز میکنی
+بزار بدستم بیاره
_بیاره بیینیم
+پس منتظر اون شبم بهم خبر بدی پسر .
_همین پنجشنبه ...
+چیییی
_امروز دوشنبس مامان اینا فردا میرن .هر چه زودتر بهتر اونوقت میتونم وقت زیادی رو باهاش بگذرونم
+هی...باشه منتظرم بزنگ بهم
_باشه جیم.
+این پسر...امیدوارم لیاقتشو داشته باشی کیم
داشت تموم میشد!منتظر اون شب بود .دوستش که چشم به راه خوشحالی دوستش بود و کوکی که داشت اون روز رو تصور میکرد.امیدوار بود کیم قبول کنه.اگه هم قبول نمیکرد درو قفل میکرد و خودشو جلوی چشای تهیونگ میکشت مطمعنا.کوک نقشاشو خیل خوب ریخته بود .دیگه وقتش رسیده بود
دیدگاه ها (۰)

یه ساعته دارم بهش هم میخندم هم میرقصم باهاششششش

اینا کی بزرگ شدنننننننن

پارت 2؛ساعت ۵ عصر بود هنوز تو خواب بود،=کوک پسرم پاشو یه چیز...

هر چی خواستین بپرسین توت فرنگیااااا

playmate_p46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط