Forced Marriage

Forced Marriage
Part 22

صبح زود با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم

چند ثانیه به سقف خیره موندم

حس دیشب هنوز از ذهنم بیرون نرفته بود

نفسی کشیدم و از روی تخت بلند شدم

بعد از آماده شدن از اتاق بیرون اومدم

تهیونگ از قبل بیدار شده بود

کتش رو پوشیده بود و کلید ماشینش رو از روی میز برداشت

همین که چشممون به هم افتاد فقط یه نگاه کوتاه بینمون رد و بدل شد

+صبح بخیر

ـ صبح بخیر

برای چند لحظه سکوت بینمون حاکم شد

بعد هر کدوم به سمت در رفتیم

من زودتر از خونه بیرون زدم


حدود ده دقیقه بعد...

ماشینم رو جلوی ساختمان شرکت پارک کردم

همین که پیاده شدم صدای جین از پشت سرم اومد

&صبر کن!

برگشتم

جین با عجله خودش رو بهم رسوند

&خوبی؟

لبخند کوتاهی زدم

+آره چرا؟

چند لحظه با دقت نگاهم کرد

&از دیشب یه حس بد دارم

اخم کردم

+به خاطر چی؟

&نمی‌دونم

شاید دارم بیخودی حساس می‌شم ولی اگه جایی رفتی حداقل بهم خبر بده

با خنده‌ی آرومی گفتم

+باشه مامان

جین چشم غره‌ای رفت

&دارم جدی میگم

لبخندم محو شد

+قول میدم

با هم وارد ساختمان شدیم


ساعت نزدیک پنج عصر بود

پرونده‌ی آخر رو بستم و کش و قوسی به بدنم دادم

گوشیم لرزید

پیامی از یه شماره‌ی ناشناس

اخم کردم و پیام رو باز کردم

امیدوارم مسیر برگشتت مثل همیشه آروم باشه، خانم وکیل

چند لحظه به صفحه‌ی گوشی خیره موندم

شماره ناشناس بود

دستام ناخودآگاه مشت شد

سریع از پنجره‌ی اتاق بیرون رو نگاه کردم

خیابون شلوغ بود

آدم‌های زیادی رفت‌وآمد می‌کردن

اما

نمی‌دونستم کدومشون ممکنه منو زیر نظر داشته باشه

برای اولین بار
ترس آروم‌آروم خودش رو توی دلم جا باز کرد




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۵)

Forced MarriagePart 23چند دقیقه فقط به صفحه‌ی گوشیم خیره مون...

فالوشه @kook-26-67

Forced MarriagePart 21آهنگ آرومی داخل ماشین پخش می‌شددستم رو...

Forced marriagePart20همین که وارد شرکت شدم جین از پشت میزش س...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط