.

.
نارنجی من!
با دلم چه کرده‌ای
که پسری چموش
کودکی بازیگوش
از ذوق دیدنت
در من بال در می‌آورد؟
سر به هوای بادبادکی
که نخش در دست‌های توست
آسمانش پر از ستاره می‌شود
و خورشید با چشم‌هاش تانگو می‌رقصد
با من چه کرده‌ای؟!








عباس معروفي
دیدگاه ها (۱)

وقتی که باشی دوست دارم رنج ها را همرنج تو می ریزد به پایم گن...

در دفترِ شعر من«این دیوان معمولی»محبوب من ماهی‌ست با چشمان م...

ز دل و دیده،گرامی تر هم آیا هست؟دست،آری، ز دل و دیده گرامی ت...

به چه مانند کنم موی پریشان ترا؟به دل تیره شب؟به یکی هاله دود...

موسیقی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

رمان جونگ کوک

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

نشان سوخته.

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

when silence became a scream p27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط