هم آغوشی تمام شده بود !!

هم آغوشی تمام شده بود !!
دختر به خانه ی رویاهایش می اندیشید و پسر به مکان بعدی
دختر به مردانگی عشقش و پسر به فاحشگی معشوقش
دختر به خدای ناظر و پسر به جسم حاضر
هر دو یک حس داشتند
اما دختر فاحشه شده بود و پسر منطقی !!
دیدگاه ها (۸)

ﺷــــــﺐ ﺑﻮﺩ ...ﯾﻪ ﻋــــــﺪﻩ ﺗﻮ ﺑـــــﻐﻞﻋﺸــــﻘـــــــﺶﻭﻥ ﺑﻮ...

ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ 
ﻧﻮﺷﺖ : 
ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ .....

‏این متن خیلی قشنگه : بگذار ترکت کنند...

مغـــرورم اما غرور دیگرانو نمیشکنمبی اعصـــابم ولی اعصاب دیگ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پارت سوم | احساسی که نباید به وجود می‌آمدسه روز از شروع دانش...

پارت ۱

لحظه ی دیدار با تو درخواستی سلام🫡 خب من یه مدت فیک نوشتم ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

یک خانم جوان با لباس نامناسب در مسیر قدم زدن به یک خانم با ح...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط