شمعدانی ها را

شمعدانی ها را
آب داده ام
بافه ی گیس هایم را شکافته ام
در ایوان ایستاده ام
تو قرار است بیایی
دیدگاه ها (۰)

خدایا تو شاهدی که اگر سلول سلول ما شکافته شود جز مهر علی و ا...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

آرامِ جانِ من تویی... خدایِ من، تویی... وقتی تو را دارم،دلم ...

بازآمدم از چشمه ی خواب ،کوزه ی تر در دستم مرغانی می خواندند ...

لشکر کشیده به قلعه‌ی دلم،با چشمانی که هنرشان دلبری‌ست…و من، ...

- لطفاً پر پروازم باش، چرا که زندگی قبل از تو به اندازه‌یِ ک...

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط