Part ¹⁶

Part ¹⁶

کوک : گور خودتو کندی گرل........

ات : تروخدا ولم کن (دست و پا میزدم)

کوک ویو:
آروم آروم دکمه شلوارشو باز میکردم
که گریش گرفت
زیپ شلوارشو باز کردم
تقلا میکرد و گریه میکرد

ات:تروخدا ولم کن غلط کردم حالم بده
کوک: خفه میشی یا به روش خودم خفت کنم
ات: جونگکوک هر کاری بگی میکنم
کوک:هرکاری؟(جدی)
آن:هرکاری هرکاری (گریه شدید)
کوک:پس گمشو

ات ویو
تند تند بلند شدم و دکمه و زیپ شلوارمو بستم و با بدن درد فرار کردم

جونگکوک تغییر کرده بود
ترسناک شده بود
برا من‌‌‌.....
قبلنا فقط بزا من خود واقعیش بود
اما الان من بیشتر از بقیه ازش میترسم.....

رفتم تو چادر خودم و دامن با لباس حریر سفید پوشیدم
سعی داشتم پانسمان هامو عوض کنم اما نمی‌تونستم

جونگکوک وارد شد
نزدیکم شد

ات: نزدیک من نیا
کوک: دهنتو ببند
داشت پانسمان پاهامو برام عوض میکرد
ولی من چون قلقلکم میومد می‌خندیدم و میلولیدم
محکم از صورتم گرفت

کوک: پنج دقیقه تکون نخور دختر (درحالی که محکم صورت ات گرفته و فشار میده )

شرط پارت بعد
لایک ⁵⁰
کامنت⁵⁰
دیدگاه ها (۳۹)

Part¹⁵پرش زمانی به ساعت چهار صبح ...............کوک ویو از خ...

Part ¹⁴ همه چشماشون چهار تا شده بود و حرفی از دهنشون در نمیو...

کودک پدر پارت 1ات: جونگ کوک تمومش کنننن من بچه نمیارممممجونگ...

وقتی عضو هشتمی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط