وای از اون شبایی که توی آغوش یکی دیگه به عشقت فکر کنی ...

وای از اون شبایی که توی آغوش یکی دیگه به عشقت فکر کنی ...
وای از اون شبایی که قراره کنار کسی بخوابی که هیچ حسی بهش نداری ...
وای از شبایی که بعد هم آغوشی ، بغض میکنی و دلت عشق خودتو میخواد ...
وای از اینکه غیر از عشقت کس دیگه ای بشه شریک زندگیت که فقط سندش یه اسم توی شناسنامته ...
ولی یار زندگیت فقط یه نفره که توی قلبت حک شده......
دیدگاه ها (۲)

پارت چهارم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکومعلم: خب ب...

پدر خوانده فصل دو

would you like to be with me forever?

رمان دخت من

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

★彡   Part 33 彡★ به سمت بشکه ی نفت رفت.وای خدا.امکان نداره.نه...

love and the moon Part 9 مادر کوک: سلام به دختر عزیزم چقدر ...

اتاق ساکت سیصدو هفت

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط