.همیشه بچگیام دوس داشتم وقتی گریه میکنم بغلم کنن و بگن :

.همیشه بچگیام دوس داشتم وقتی گریه میکنم بغلم کنن و بگن :
هیششش ...
مامی ایز هیر !!
مامی لاو یو !!!

اما متأسفانه همیشه میگفتن :
.
.
.
.
.
خفه شو تا ندادم نون خشکی ببرد_O~o
دیدگاه ها (۱)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

رمان به دنبال هم...

آقا با سی سالگیش چقدر فرق میکنه پشمام_😭😭😭ی پارچه اقا_😭نچیز و...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

[•] عمارت عشق [•] part: 11گریه میکرد و به خودش فحش میداد. نه...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط