ببخشید، سکه دارید؟

ببخشید، سکه دارید؟
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به آن روزها
به دل های بزرگ
به کوچه های کودکی
به هم بازیهای بچگی
می خواهم زنگ بزنم
به مسیر مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به نیمکت های پر از یادگاری
به زنگ های تفریح مدرسه
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به کرسی و بخاری نفتی
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد...
می دانم
آن خاطره ها کوچ کرده اند
می دانم
تو هم دنبال سکه میگردی
افسوس...
هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر ما رابه آن روزها وصل نخواهد کرد...
🍂
دیدگاه ها (۲۳)

از تاریخِ عکس‌هامان بیرون بیاپای آغوش من در میان استیک استکا...

عشق اول هیچ وقت فراموش نمیشه اما اون عشقی ک حسرتش تاابد رو د...

دیدین وقتی چسب زخمی کنده میشه دیگه هرکاریش کنی نمیچسبه؟شاید ...

من فکر میکنمالکساندر هم عاشق بودکه تلفن را آفریدوگرنهبه عقل ...

نمیتوانم بتو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط