تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردی

تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردی
اسیر این تب و دردم ، تو دنبال چه میگردی ؟

من آن تنهای شبگردم ،که دنبال تو میگردم
پر از رنج و پر از دردم ،تو دنبال چه میگردی ؟

میون کوچه های شهر ، بدنبال تو میگردم
تو در این باغ رویاها ، بدنبال چه میگردی ?

به چشمانم نگاهی کن ، ببین حال پریشانم
من و تو هر دو در رنجیم ،بدنبال چه میگردی ...
دیدگاه ها (۱)

من پس از عشق تو برعشق جهان میخندمهرکه آرد سخن دل به زبان می...

ترسی از مردن ندارم بی تو تمرین کرده امکامِ تلخِ عشق را با مر...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نکرد...

بنام آنکه دلم را ، به نام عشق تو کردکلام هر شب من را ... کلا...

پس از ساعتی که بگذشت ؛ آنگاه که پرتو های آتش و نور و چراغ به...

My professor Chapter:2Part:29به محض اینکه در اسانسور بسته شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط