زن: عزيزم دوستم دارى؟

زن: عزيزم دوستم دارى؟
مرد: آره خيلى
زن: بهم ثابت كن
مرد: چجورى؟!
زن: برو با يه شير بجنگ
مرد: عزيزم آخه من اگه با شير بجنگم من و تيكه تيكه ميكنه و مى خوره بعدش ديگه چيزى ازم نميمونه... يه چيز ديگه بگو؟!
زن:لاینتو بده بخونم :)))
مرد: كو؟ كجاس اين شير پدرسگ؟!
بگو برم پاره پارش كنم..
دیدگاه ها (۵)

My uncle 2(part 1)

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

رمان : رفتار سرد

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

عاشقم باش Part 41

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت ۷هاشیراما با عجله داشت به سمت بیمارستان می‌رفت . همانطو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط