My uncle 2(part 1)

دو سال بعد
تق تق تق(صدای کفش باشنه بلند )
...
ا.ت:کارتو بگو
کوک: بهت نیاز دارم
ا.ت:نیاز ؟ واقعا فکر میکنی توی جای گاهی هستی که ازم درخواست کمک کنی .
کوک:خودتم میدونی من اختیار هیچی رو نداشتم من نمی تونستم بهش نه بگم .
ا.ت: کوک میدونی بعد از اونشب چقدر قلبم شکست میدونی چقدر گریه کردم ؟نه نمیدونی تو هیچی نمیدونی تو فقط یه عوضی بودی که یه یبار دلمو دستت سپردم .
کوک:قند عسلم ،گلم ،عزیزم ،عمرم باهام اینجوری نکن . منم بعد از اونشب شکسته شدم خیلی زیاد بهم یه فرست. دوباره بده قل میدم دوباره خوشحالت کنم و اینبار دیگه هیچ وقت ترکت نکنم .
دوسال قبل . توی کشتی تفریحی
ا.ت:کوک چقدر دوستم داری ؟
کوک:اندازه ستاره های توی آسمون . تو منو چندتا دوست داری ؟
ا.ت:میزان عشق من از این کیهان فراتره .
کوک:من خوشبخت ترین مرد دنیام
ا.ت:چرا؟
کوک؟چون لیدی قشنگی مثل تو توزندگیمه .
ا.ت:جونگ کوک قول میدی ترکم نکنی ؟
کوک:آره عزیزم بهت قول میدم هیچ وقت ترکت نکنم تازمانی که مرگ مارو از هم جدا کنه .
ویوی ا.ت
اونشب ستاره از همیشه درخشنده تر بودن و دریا زیبا تر بود و هوا دلنشین تر بود و جونگ کوک،جونگکوک اونشب جذاب تر بود .
آره اولین روزی که دیدمش تعجیب کردم اون عجیب بود. یه پسر که خیلی جوون بود و توی لندن بزرگ شده بود و اون پسر، دایی من بود .
و من ،من دلم رو دایی خودم دادم . اون یه مرد واقعی بود .
همه چیزش جذاب بود تتو هاش پرسینگ هاش عادت هاش مدل لباس پوشیدنش و حتی عطرش که با بوی سیگار قاطی میشد هم جذاب بود و من همه جزئیات اون مرد رو میپرستم
من میخواستم اون مرد من باشه و امشب اون مرد منه اون مال منه تا ابد و یک روز .
شرطا
کامنت20
20 لایک
راستی بچه ها هر بنجشنبه 2 تا پارت آپلود میشه
دیدگاه ها (۸)

بچه نظرتو راجب نوشتن فیک راجب تهکوک چیه🤔؟

معرفی فیک جدید

سلام سلام

our mistake (part 7)

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

سه قلب یک عشق. 19

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 33ویوی ا. تتاریکی کامل بود.نه ...

مثلث عشقی من پارت ۱۶:ا/ت: خواهش میکنم عزیزم ته: پس زوج هستید...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط