آذرماه تون خوش یمن و مبارک...

آذرماه تون خوش یمن و مبارک...

باز شد آذر و هنگام تفرّج در باغ
خش خش برگ و صدای نخراشیده ی زاغ
دست در دست گلم، شانه به شانه، چه شود!!!
لحظه ای خستگی و نیمکت و نور چراغ

هوس گرمیِ آغوش در آن تنگ غروب
دست در گردن یار و دو سه تا بوسه ی داغ
وزش وحشی و سوزنده و طغیانگر باد
و کبودیِ لب و گونه و سرخیِ دماغ

چشمهایم که به چشمان قشنگش زده زل
دستهایم که گرفته ست ز موهاش سراغ

لحظه ی عاشقی و شاهد عشق من و او
چند گنجشک و قناری، دو کبوتر، سه کلاغ...
دیدگاه ها (۱۰)

ای یار دور دست که دل می بری هـنوزچون آتش نهفته به خـاکـستـری...

من بودمتوو یک عالمه حرف...و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم ...

اره برگرد عزیزم جای تو خیلی خالیه کی گفته ب...

نم نمک دارم به تو احساس پیدا می کنمهی ورق بر می زنم هی آس پی...

...My evil angel...پارت¹ فصل سوم مهمان ناخوانده...سه روز از ...

فیک : بین راندها

پارت ۷۲

باز شد آذر و هنگام تفرّج در باغخش خش برگ و صدای نخراشیده ی ز...

باز شد آذر و هنگام تفرّج در باغخش خش برگ و صدای نخراشیده ی ز...

#آذرماه_تون_خوش_یمن_و_مبارک... باز شد آذر و هنگام تفرّج در ب...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

شعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران به لطیفی قا...

شعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران به لطیفی قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط