می توان در قاب خیس پنجره

می توان در قاب خیس پنجره

چک چک آواز باران را شنید

می توان دلتنگی یک ابر را

در بلور قطره ها بر شیشه دید

می توان لبریز شد از قطره ها

مهربان و بی ریا و ساده بود

می توان با واژه های تازه تر

مثل ابری شعر باران را سرود

می توان در زیر باران گام زد

لحظه های تازه ای آغاز کرد

پاک شد در چشمه های آسمان
زیر باران تا خدا پرواز کرد
دیدگاه ها (۶)

از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهاییشاید قفسِ تنگی شاید شب تنه...

خاتون ِ مو شرابی! هستم خمار امشب ابر ِ هزار خوشه! بر من ببار...

دلتنگ دلتنگم !! هر کس جای من بود "می برید" اما ..!!من هنوز "...

اگرخاموشم این شبها ،درون سینه غم دارم اگر دلگیــرم و تنهــا ...

آخرین بازمانده از نسل سلیکا☆☆☆فصل اول=قطره‌های باران یکی پس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط