ای دل که بی گدار به آبی نمیزدی

‏‎ای دل که بی گدار به آبی نمیزدی
‏‎بی قایقت میانه ی دریا چه میکنی ؟؟

دیدگاه ها (۲)

زندگی حیرت آور روستائیان مغول در کنار گوزن‌های شمالی در شمال...

اما، این آسیاب کهنه به نوبت نیستشاید همیشه نوبت ما فرداست!

سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهاتغرقه در نیل چه اندیشه کند باران...

از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخ قایقت را دیدم. با اینحا...

ای تیر غم ات بر دل آن شاخ نشانهخلقی به تو مشهور تو غایب ز می...

راه قدس با کاهلی و تن آسایی و با دل به جیفه بی مقدار دنیا بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط