غریبـــم در میان محفـــل خویش

غریبـــم در میان محفـــل خویش
تو خود گو با که گویم مشکل خویش؟

از آن ترسم که پنهانم شود فاش
غم خود را نگویم با دل خویش

#اقبال_لاهوری
دیدگاه ها (۰)

چه فکر می کنی؟که بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای ست زندگی ...

ای آرزوی من!ای مرد ناشناس!آگاه نیستم که کجایی و کیستیاما مرا...

در تمام طول تاریکیسیرسیرکها فریاد زدندماه ای ماه بزرگدر تمام...

تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم، به خاطر ...

کالان

از مرگ نمی‌ترسم؛ آن‌جا یارانِ من بیشترند. غربتِ اینجاست که م...

قلبم را زندانی کردم، میان سینه‌ی خویشتا نرود جایی، که بازگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط