مرگ

گفته بود از مرگ بگو. با خودم فکر کرده بودم که مگر می‌شود از مرگ «گفت»؟ مگر مرگ همین یک کلمه است که بگوییم و جمله‌بندی کنیم و برویم سراغ مابقیِ جملات. درست است که این روزها به مُردن‌های عجیب عادت کرده‌ایم و اطرافمان خیلی زود و راحت می‌میرند؛ ولی از هیأتِ عظیمِ مرگ چیزی نکاسته. فکر کنید! یک نفر با تمام خاطره‌ها و آرزوها و تجربه‌ها و زیبایی و زشتی‌ها؛ می‌میرد! می‌رود زیر خاک! تمام. و بعد از مدتی فراموش میشود. چقدر ناجوانمردانه. چقدر عجیب و تلخ و باورنکردنی! واقعن که مرگ یک کلمه نیست.

#آقای رایمون
دیدگاه ها (۱)

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

فن بیانکلمه ها, عقاید شکل گرفته و افکاربیان شده هستند. به عب...

وقتی ورای پیرهنت دوست دارمتیعنی نیاز من به تو از حد گذشته اس...

وقتی ورای پیرهنت دوست دارمتیعنی نیاز من به تو از حد گذشته اس...

شنیده‌اید که مغز انسان پس از مرگ، تا هفت دقیقه به حیات مستقل...

داستان پادشاهی که گوزیدن را ممنوع کرد (۲)

تعداد دنبال کننده هات از اون چیزی که فکر می کنی بیشتره۱) «پی...

راهی برای آزادسازی انرژی های درون مرگ، راهی است برای آزادس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط