روی یک پله،

روی یک پله،
درِ خانه‌ی بی‌فرجامی بتپی،
قلب کبوتر بزنی،
وا نکنند؟

#حسن_دلبری
دیدگاه ها (۲)

روز دیگری آغاز شدساعت دلت را بر روی شادی تنظیم کنتا با هر تی...

#باران ببارببار و خیابان‌ها را غرق کن،بر سر این چهارراهدر ان...

نام‌ خودم را امتحان کرده‌ام مزه‌ی غمگینی داردزبان را خشک می‌...

با دستهایت کسوف کن زیباییِ ناتمام تو به کار این شهر نمی‌آید ...

وا مظلوما. وا غربتا. یارا چه غریبانه می روی از این خانههم سو...

گذرم تا به در خانه ات افتاد حســـــــــــینخانه آباد شدم خان...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط