صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست

صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست

معشوقه و عشق و عاشق و یار یکیست

هرچند درون خانه را می نگرم

خود دایره و نقطه و پرگار یکیست

شاه_نعمت_الله_ولی
دیدگاه ها (۱)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

طبیعت

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

🦢 خانه‌ای که نباید عاشقش می‌شدم 🦢ژانر: دارک‌رومنس • مافیایی ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط