دیگر از کوچه‌ی مهتاب، اثر نیست که نیست

دیگر از کوچه‌ی مهتاب، اثر نیست که نیست

از من و یاد تو و عشق، خبر نیست که نیست

شاید آن شب من و تو خاطره‌ای محو شدیم ...

که دگر از سفر عشق، گذر نیست که نیست..
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنتشعری کلاسیک استکه تمام عاشقانه‌های مدرن رابه ستوه...

چه بگویم که دلم سخت گرفتار شده غم بــــی همنفسی به دل تلنبار...

یادم آید..

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط