summer vacation. قسمت 5(هری ممکنه اوایلش یکم بیشعور باشه

summer vacation. قسمت 5(هری ممکنه اوایلش یکم بیشعور باشه ولی نگران (نباشید خطری نیست
از نگاه هری:تیلور در حالی ک از کنار ی دختر خشکل میومد پیش من وایساد به زین نشونش دادم و معرفی کردم:جاستین این تیلوره
ج:خب منم جاستینم عجیبه?
_ن تیلور دوست دختره جدیدمه
ج:منم دوست پسرتم
_امممم... خب تیلور ب دوستت بگو بیاد پیش ما.
ت: سلنا رو میگی؟
_اسمش سلناست؟فعلا ک با گوشیش ور میره
ت: الان میکشونمش اینجا
تیلور رفت پیش سلنا.ی دونه زدم پشت کله جاس و گفتم: دختر خوبیه هااااااا
_ن نیست
_خوشت نمیاد؟
_ن نمیاد
_بی سلیقه ای دگ....
سلنا اومد ی نگاهی بهمون انداخت و سلام کرد.دستمو دراز کردم طرفش اما در کمال بی شعوری دستشو کرد تو جیبش.و گف: اشنایی دارم.
جاستین ی پوزخند زد تیلورم همینطور.بعد جاستین گفت: دیدی گفتم دختر خوبی نیست....!
_میشه باهاش کنار اومد
س:چ دلیلی داره با من کنار بیای؟
_هیچی
ت: کبوترای عاشقو تنها بزاریم هری؟
س: خفههههه شووووو احمق
_اروم باش شوخی کرد.
ج:اخه تی فکر میکنه همه ی هم اتاقیا باید عاشق هم باشن
س: اینا مال قصه هاس
_نههههه
س: مرسی بابت استقبااااال گرررررمتون من برم
..........
.
........... دوست دارین ننویصم تایمتونم نگیرم
بگینااااااااااااا......بگینااااااااا
هم وقت من میره هم شما
با تشکر
دیدگاه ها (۴)

پارت آخر

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط