بیایین اعتراف...

بیایین اعتراف...
1-اولین روزی که اشنا شدم 10 سالم بودو رفته بودم عکسا مینهورو دان کنم که یهویی اشتباهی یه عکس دان شد رفتم بین عکسا که یه عکس دسته جمعی از یه گروه پسر رو دیدم و نمیدونستم این چه گروهیه ولی پایین اون عکس اکسو نوشته بود ومنم تو اینترنت این اسمو سرچ کردم وکلی چیز میز اومدو.....
2-اره واقعا خوشم میومد ازشون (دروغ نگم چون خوشگل بودن البت اولاش اینطوری بود)
3-اول یه عکس از یه نفریو دیدم و خیلی ازش خوشم اومدو نمیدونستم کیه و با تلاش فراوون بالاخره فهمیدم اسمش سهونه....
4-سهونکا...(ینی اخره استعداد بودم)
5-اولاش که کلا همرو باهم قاطی میکرد ولی بعد که شناختم دیه نه...
حالا شماها اعتراف کنید...
دیدگاه ها (۶۰)

پارته اخر چند شاتیه یونگی ارباب قمار باز

پارت23خاله:حالا شیطون بگو چیکار کردی دل سنگ پسرمو اب کردی بگ...

پارت پنجم

تهیونگ (چرا ناراحتی 🤕) تک پارتی ۱/۲

پارت 103: (خودم)با ذوقو شوق و یه سینی که توش دو تا فنجون قوه...

عکاس خشن (فن فیک هانما)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_372دقیق زمانی بود که د...

سلام .این داستان یه بنده خداس! خیلی قشنگه! و همینطور گریه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط