کاش سرنوشت

کاش سرنوشت
قصه ی زندگی ام را
از سر می نوشت

آن وقت
برای با تو بودن
هرگز دیر نبود

و شانه هایم
از هق هق دوری ات
نمی لرزید
7
گل های بالشتم
هر صبح غنچه نمی زد

و پرنده های پشت پنجره
از آوازهای غمگینم
نمی مُردند

و چقدر وقت داشتم
برای دوست داشتن تو ........
دیدگاه ها (۹)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

پارت اول قرمزیویو ات سلام من به بدبخت واقعی هستم از ۱۲ سالگی...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

درخواستیوقتی بیماری قلبی داری اون..Part:³ با چیزی که شنید‌ خ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۶ | عادت قشنگ ✦╰──...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

The Last Shadow

dark life = 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط