مانند یک قایق مرا

مانند یک قایق مرا
با موج خود می بُرد عشق

اما گمانم لازم است
دل را به دریایش زنم
دیدگاه ها (۱)

عطر موهایت قرار از شهر می گیرد بگودل ربودن را کدام عطار یادت...

((من))!!!عاشق نیستمفقط،گاهی که حرف تو میشهدلم مثل اینه که تب...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

چشم های تومی‌شود دریامی شود اقیانوس ومن قایق بی پارویی کهموج...

اشعار استاد محراب عباسی

لبت مرا به غزل‌های نوجوانی بردبه عشق‌های زمينی وآسمانی بردشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط