‌‌راندی از خویشم و من مُردنِ خود را دیدم

‌‌راندی از خویشم و من مُردنِ خود را دیدم
کاش تشییعِ من اینقدر غریبانه نبود..


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

گر بیایی دهمت جان و نیایی کُشَدم غم من که بایست بمیرم چه بیا...

مرا به قبل برگردانید...به خانه های حیاط داربه حوض های پر از ...

چه خواهش‌ها در اين خاموشیِ گوياست، نشنيدی؟تو هم چيزی بگو، چش...

آسان نرسد بوسه به آن گردن ِمغرور ،صد گردنه خوابیده به هر پیچ...

وقتِ بدحالیِ ما فاصله را حفظ بکنتا نگیرد به پَرَت آتشِ دلتنگ...

اینکه حالم را بپرسی لطف بی‌اندازه‌ ایستعاشقان هم با همین ، "...

شعرخوانی میلاد عرفان پور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط