‌‌راندی از خویشم و من مُردنِ خود را دیدم

‌‌راندی از خویشم و من مُردنِ خود را دیدم
کاش تشییعِ من اینقدر غریبانه نبود..


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

گر بیایی دهمت جان و نیایی کُشَدم غم من که بایست بمیرم چه بیا...

مرا به قبل برگردانید...به خانه های حیاط داربه حوض های پر از ...

چه خواهش‌ها در اين خاموشیِ گوياست، نشنيدی؟تو هم چيزی بگو، چش...

آسان نرسد بوسه به آن گردن ِمغرور ،صد گردنه خوابیده به هر پیچ...

ای که در لب های تو خوابیده قند قیمتش را هم بگو یک حبه چند ؟#...

😂😅#کلیپ_طنز#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس#بانوی_احساس#ویسگون

زمان کِی می‌تواند بر سر عقل آورد من را؟!زمین تنگ است و من، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط