تَوافق کردیم، مدت کوتاهی دور باشیمتا دِلتنگ شویماما فَراموش ...

"در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم...

گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟گفتم: بعد از جنگ!گفت: جنگ...

قدیما عید بو داشت بوی سفره ی هفت سین بوی لباس نو بوی بهار .*...

دستِ مرا بگیر که باغِ نگاهِ توچندان شکوفه ریخت که هوش از سرم...

همون زنی باش که واسه خودش زندگی میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط