مافیای عاشق من 🖤🌱

مافیای عاشق من 🖤🌱
پارت 16

_اصن به سوال؟ به تو ربطی داره؟ ن میخوام بدونم به تو ربطی داره؟
×همینطوری پرسیدم.ط چرا انقد عصبی هستی؟
_من زود رنجم و سریع عصبی میشم عصبی بشم هم یا ی کاری دست شما میدم یا یه کاری دست خودم پس حواستون باشه منو عصبی نکنید.
+×٪حله.
لاریسا ویو:
از اون موقع ک داشتیم بازی میکردیم من تو فکر تولد کوک بودم ک چجوری براش تولد بگیرم. بالاخره به نتیج رسیدم.
_بچ ها من یه لحظه برم الان میام. کوک بچ رو بگیر.
+بیا عشق عمو.
_جنی پاشو بیا اینجا.
٪کجا
_ی لحظه بریم حیاط.
×دوباره فکر فرار ب سرتون نزنه هاااا.
_ن بابا ما دیگ ازدواج کردیم.
رفتن حیاط.
_ببین میخوام برای جونگ کوک تولد بگیرم ک تولدش 1 سپتامبره. میخوام تو یه باغ بگیرم کادوش هم گرفتم. فقط مونده دعوت کردن مهمونا.
٪اها خب من الان نقشم چبه؟
_تو به جیمین بگو جونگ کوک رو سرگرم کنه و قضیه رو تعریف کن و اگ دوس داشتی بیا با هم بریم بیرون من خرید کنم برای پس فردا.
٪باش منم میام.
_الان بریم.؟
٪اره باش الان بریم.
_بریم بهشون بگیم.
رفتن تو
_کوک عشقم؟
+جانم؟
_میگم منو و جنی میخوایم بریم بیرون میشه حواستون به نلا باشه؟
×الان میرید؟
_٪اره
×+اوکی برید.
_اومم بای.
٪بای
+بای
×بای.
جنی ویو:
وقتی گف میخوام برای جونگ کوک تولد بگیرم خیلی براش خوشحال شدم چون فهمیدم عاشق جونگ کوک شده و انقد براش مهمه و بهش اعتماد داره. درسته عروسی کردن ولی خب. با هم رفتیم بیرون اول رفتیم بیرون باغ رزرو کردیم و بعد رفتیم برای خودمون لباس گرفتیم و وسایل و مهمونا رو دعوت کردیم.
دیدگاه ها (۲)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

پارت ۲۵

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

تعریف یکی از آرمی‌هایی که ویکوکهوپ رو دیده:امروز به مناسبت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط