ویو جیا

ویو جیا
نمیدونم ولی از اینکه جونگ کوک بام قهر باشه و بم‌محل نده ناراحت میشدم اونم خیلی
برا همین
با خودم گفتم که جهنمو زرر
ویو کوک
همونطور که مخالف جیارو نگا میکردم
یدفعه نشست رو پام همونجا که میدونید بدش سرشو نزدیکم اوردو خودش ی کی/س و شروع کرد
اولش ی زره وایسادم که ببینم تا کجا پیش میره
وقتی خواست جدا شه گردنشو گرفتم
ادامه دادم
جامو باش عوض کردمو روش خیمه زدم
بد از ۱۰ دقیقه نفس گرف که خودم فهمیدمو جدا شدم
کوک: اخیش
از روش ب بقلش خودمو انداختم
جیا پاشدو ب لبش دس زد
جیا: میسوزه
کوک: اشکال نداره ....نکنه میخوام قهر کنی یا گریه کنی؟
جیا: چرا باید گریه کنم؟
کوک: نمیدونم کار همه دختراس
جیا: ن
کوک: خب شب بخیر
جیا: عهه
کوگ: دقیقا مشکلت چیه
جیا دوباره بغلم کردو خودشو تو قفسه سینم فرو برد
جیا: ببخشید که ناراحتت کردم
دیگه ی کلمه هم نگفتیم و خوابیدیم
دیدگاه ها (۴۴)

بچه ها وقتی میگم‌پوزخندای تهیونگ ایناهاشن در کششششش😍😍😂

ویو جیا صبح وقتی از خواب بیدار شدم حس گرم بودن داشتم یعنی ای...

ویوکوک کوک: پس چی صبح دیدم معلوم نیس چیکار کردید حیا: ن من ...

ویو کوک جیا: بر گرد رو ب مننن کوک: جیا میام میکنمتا بس کنوقت...

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

My bloody love پارت ۱۰

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۹ویو میز شامتوماس:مامانی(گریه و نق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط