🌱🍒یک شب رها از هر چه که بود

🌱🍒یک شب رها از هر چه که بود
تو را در آسمان دیدم و ماهی که کامل بود
و از آن شب رنجی بر قلبم آمد و ُ
عشقی که جانسوز بود
دیگر به نام تو سرودم شعر باران را
که هر قافیه اش بی تو
به سمت درد مایل بود
چه کنم که بی تو
دلم غمکده شعر  ست و ُ
صدایم آوای حُزن و  اندوه باران بود...🌱🍒


#باران_مقدم
دیدگاه ها (۰)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

پارت هفت

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط