به دور دست ها امید بسته ام

به دور دست ها امید بسته ام
به تیرهای زندگی، ریسه های روشنی از عاشقانه ی سپید بسته ام
ولی
در آسمان فکرهای باز
برای پر گشودن خیال من مجال نیست
هنوز روی شاخه،غیر سیب های کال نیست
سکوت می زند صدا مرا به سوی خود
نگاه می کنم
تو را شبیه خاطره نشانده ام میان قاب ماه
و مثل سایه ی شکسته ای
نشسته ام میان راه
روی صفحه ی سپید فکر
واژه ها قطار می شوند
روزها ، یکی یکی پشت شیشه ی نگاه
تار میشوند
و فکرهای من
غبار...
دیدگاه ها (۱)

عاشق شدن طعم آدامس نعنایی را میدهد زبانت میسوزد اما دل نداری...

https://www.instagram.com/p/BzXKZPCgWUT/😄 😍 😄 😲 😲 😲 😲 😱 😱 😱 ...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

پارت ۴۸ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط