ویو ات

ویو ات
ات = خب چیز خاصی نیست
کوک = بزرگترین مافیای کره درسته ؟
ات = تو هم مافیایی ؟ چون فقط مافیا ها میدونن که چه علامتیه
کوک = اره فقط اونروز که تورو به عنوان بزرگترین مافیای کره انتخواب کرون من رفته بودم چین
ات = اها
کوک = ولی برام سوال شد که چرا دروغ گفتی که ۴ سال پیش کسی رو نجات ندادی
ات = نجات دادم ولی نمیخواستم همه جا جار بزنم
کوک = اونی که نجاتش دادی من بودم
ات = چیییییی ؟ تو اون بودی
کوک = اره خیلی ممنونم ازت ات اگه تو نبودی الان من مرده بودم
ات = نبابا این چه حرفیه ؟ اصلا قابل نداره خب کوک من فردا جایی قرار دارم
کوک = ببین بخوای بری پیش اون یونگی حسابی تنبیهت میکنم
ات = نبابا میخوان برای تمرین برم مخفیگاه میای؟
کوک = اره میام
ات = عالیه

ویو کوک
صبح با نازی که تو صورت ات خورد بیدار شدم هار هار هار این همه نوز به صولت من خورد حالا له صورت ات بخوره من بیدار شم
بله دیگه پاشدم ات رو هم بیدار نکردم هار هار هار گول خوردین فک کردین میخوام بگم بیدار کردم
رفتم صبحونه آماده کردم که ات اونو پایین
ات = کوکی داری چیکار میکنی؟
کوک = دارم برای جوجه نازم صبحونه درست میکنم
ات = این با گفت جوجه
کوک = ۲۵ سانت زیاده تو خیلی ازم کوتاه تری
ات = باشه بابا اصلا تو غول خوبه

صبحونه رو خوردیم و رفتیم وقتی وارد شدم با ریدن اون اعصابم خورد شد بله اون کسی نبود جز......
دیدگاه ها (۲)

dark love

الماس زیبای من ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

فیک تهیونگ

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

رمان مافیای خشن من.پارت یک.«ویو ات»زندگیه خوبی دارم ۲۶سالمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط