بگو……

بگو……
با عشق عمیق تو چه کنم
با نگاه سنگین تو
پشت پنجره
انتظار کوچه ها عاقبت خواهد
کشت این دل بی طاقتم را

من
از عشقی خبر می دهم
که ناچارم بی چتر زیر آن قدم زنم
خیس خیسم
از نبودنهایت
بیا چشم ترم را همدم شو
بیا خورشید شب سردم شو

بی تو
پنجره ها عین دیوار
بی تو کوچه ها هم
غم دارند
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

دختر و پارتی

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

### پارت ۳: لرزشِ لب‌ها در تاریکیهفته‌ی اول در عمارت مثل گذر...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط