سازِ من

سازِ من
حالم خوب نیست
امروز تو بنواز مرا
در آغوشم بگیر جانانه
در میان همهمه ی نت ها
پنهانم کن
در هر دستگاهی خواهی
ردیفم کن
اما شور نه...
عجیب ناکوکم امروز
بغضی در گلو دارم
باران خواهم شد
بزن بر من بزن شوریده و دشتی
ساز ِ من
سکوت سیاه،سکوت سفید
برای درک می خواهم
مرا آنگونه تفهیم کن
شبیه ویرگول بعد یک نقطه
لمس کن با دستان خود
من را که
در ماهور قلبم غصه ها دارم
بزن بر من بزن
کز این کرشمه ها
دلی سخت آشوب دارم
سه آه از من
دوا و مرهم و تیمارها از تو
فقط بنواز من را
هم تو میدانی
چه زخمی در درون روح خود دارم
Eiliya
دیدگاه ها (۶)

سازِ من حالم خوب نیستامروز تو بنواز مرادر آغوشم بگیر جانانه...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

گاه‌گاهِ تو می‌ارزد به ابدهای همه... ⚜💎⚜💎⚜💎

فلک کور است ، دلم شوریده در شور استصدای خنده و آواز می آید  ...

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

بنام او که همیشه حاضر استچقدر سخته از تو نوشتن انگار حرف تو ...

"تقدیم به فرزندم"زود بزرگ نشو مادر...کودکیت را بی حساب می خو...

رسالت انسانها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط