بر تماشا مے ڪشد ، این بازے چشمان تو دیدنش درداست ودرمان ن

بر تماشا مے ڪشد ، این بازے چشمان تو دیدنش درداست ودرمان نیز آن مژگان تو روز و شب آواره ام در این جــدال عاشقے دل ڪہ مے بازد ، منم افتاده ام دامـان تو. ‌
دیدگاه ها (۷)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

🍂صداے پاے زندڪَی‌ستدر خلوت ڪوچه‌هاے صبح                     ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

وقتی لب تو خنده زد

افتاده در چشم تو صاف

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط