می شود زیر و بمم هرچند ویران بیشتر

می شود زیر و بمم هرچند ویران بیشتر
آن بلندی های جولان را بلرزان بیشتر

توی بازار جنون چرخی بزن،لختی برقص
تا محمد بکوبد روی سندان بیشتر

می تکانی روی دست باد شال گردنت
تا بپیچد بوی بهارنارنج شیراز بیشتر

می بری با تیغ ابرو رشته صبر مرا
تیزی ابرویت از چاقوی زنجان بیشتر

می زنی در باشتین با چشم چنگیزی تبار
تا کنی با عشوه هایش سر به داران بیشتر

رحم بر زندانی محبوس آغوشت نکن
عرصه را هی تنگ تر کن توی زندان بیشتر

می دهی بر باد زلفت تا پریشانم کنی
این چنین خوب است یا باشم پریشان بیشتر

قل هو الله احد یعنی خدایی جز تو نیست
بوسه هایت می کند ما را مسلمان بیشتر

****
دیدگاه ها (۰)

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

---پارت ۴ – "رنگین‌کمان خاکستری"سوار ماشین شدم. مسیر عمارت ...

---پارت ۴ – "رنگین‌کمان خاکستری"سوار ماشین شدم. مسیر عمارت ...

بهمن مهرابی شاعر خرم آبادی

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

حامد ابراهیم پور شاعر تهرانی

𝐒𝐥𝐚𝐯𝐞 /برده/𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒𝟒(دو روز بعد)(صبح)(ویو ا.ت)چند ساعتی میشد ...

1- : حالم بهم میخورد- : هرطور مایلی کفش هایش را در آورد و مس...

پارت هفت + البته که روز بزرگیه . (تاج رو گذاشت روی سر جیمین)...

My lovely neighbor part : 41

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط