عشق را لابلایِ

عشق را لابلایِ
قوریِ بندزده، قندانِ گل سرخی و
استکانهای کمر باریک جا گذاشتیم
حالا مدام هایمان
کافه های تاریک
و قهوه های تلخ شدند
مزه ندارد عشقی که
چایی اَش قند پهلو نیست!

#لیلا_مقربی
دیدگاه ها (۲)

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

Eight

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

پارت پنج

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

پارت ۲۰:

- عشق را لابلایِقوریِ بندزده، قندانِ گل سرخی واستکانهای کمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط