نوشتم خانه ام خالیست از تو

نوشتم خانه ام خالیست از تو
نوشتی دلبرم طاقت بیاور..

نوشتم خالی ام از عطر و بویت
نوشتی ماه من طاقت بیاور..

نوشتم عاشقم ، طاقت کجا بود!
نوشتی باز هم طاقت بیاور..

نوشتم اندکی هم فکر من باش
نوشتی اندکی طاقت بیاور..

نوشتم مانده چشم من به راهت
نوشتی صبر کن طاقت بیاور..

نوشتم صبر و طاقت را رها کن
نوشتی میکنم طاقت بیاور
دیدگاه ها (۲)

مادرم نیست

پارت سیزدهم چند بار پلک زد.بهم خیره موند.خب، حق داشت.عشق؟واق...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

پارت ۱

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

ویو شب همه دخترا اومدن بکی مارگارت جودی کلویی با انلی اشنا ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط