قسمت ششم

قسمت ششم
-باشه عزيزم تو بيا بيرون من صداش ميزنم بعد کشيدم داد زدم:حد اقل بزار يه چيز ديگه بهش بگم اگه نيومد بعد شما صداش کن

-باشه فقط سرع

-رفتم کنار ماهان درستمو کشيدم روي صورتش و لباشو بوسيدم و گفتم:ماهان لطفا بيا بريم ببخش بابت اون روز که بهت گفتم شما ببخش که به مهرداد گفتم همسرم به خدا فقط تو همسرمي.حالا بخشيدي؟ماهان؟حداقل نگام کن.

خانمه اومد تو و کشيدم بيرون

-خانم صداش ميزني؟

-اره عزيزم صداش ميزنم

-حتما؟بهش بگو نازنين ميگه شوخي کردم ببخش منو

-باشه حتما بهش ميگم

خانمه بردم طبقه ي بالا

مريم داشت گريه ميکرد اومد سمتمو بغلم کرد و بهم گفت تسليت ميگم

-چيو؟واسه چي؟مگه چي شده؟

-نازنين ماهان رفت

-ماهان؟کجا؟اون که پايينه

-اوم مُردِ

-نه خير فقط با من قهره با من حرف نميزنه

-نازنين ماهان رفت راحت شد خودشو از پل انداخت پايين و خودشو کشت

-مريم چرت و پرت نگو

مريم زد تو گوشم . گفت نازنين ماهان مُردِ ميفهمي؟

گريه ام شروع شد وو گفتم:چي ميگي؟من تازه ديدمش اون سالم بود فقط باهام قهر بود فقط جوابمو نميداد....يعني چي مرده؟ماهان من منو تنها نميزاره

-بيا اينا رو بگير

رفتم بيرون بيمارستا
دیدگاه ها (۱)

قسمت هفتمرفتم بيرون بيمارستان و نشستم تو ماشينم يه پاکت بود ...

قسمت هشتم فقط ماهان تو بودم فقط ماهان تو.نازنينم نميدونم چرا...

قسمت پنجمنميشه خانممرفتم سمتش و دستشو گرفتم اشک از چشمام اوم...

قسمت چهارممريم حاليته داري چي ميگي؟-احمق تو حاليته داري چي ک...

p6+ = با چیزی که گفت خشکم زد باورم نمیشود اون به این راحتی ...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲ پارت ۱۳ رفتم وسایل رو گذاشتم پایین ...

حالا اگه از این مدل مانتو مشکی بود از کجا میدونی چی میکنی عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط