اگر هزار غمست از جفای او بر دل

اگر هزار غمست از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار منست

به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من
که یاد دوست گلستان و لاله زار منست


"سعدی" #طبیعت
دیدگاه ها (۳)

آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوستاوج فلک حسن کمین پایهٔ اوستخو...

در میکده دوش، زاهدی دیدم مستتسبیح به گردن و صراحی در دستگفتم...

دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟ربوده‌ای دل زارم دگر چه می...

سالها حلقه زدم بر در میخانه‌ی عشقتا بروی دلم از غیب گشودند، ...

عاشقانه های شبنم

هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط