بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه

بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه

منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند

یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد!
دیدگاه ها (۲)

دقت کردین !؟آدمایى که تو اتوبوس و مترو جاشونُ میدن به بقیهاص...

دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت :اجازه هست بیام تو ؟منم گفت...

دوغ قبول!شیرکاکائو قبول!آبمیوه پاکتى قبول!اصلا نوشابه هم قبو...

نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟ب...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:⁶م.ک نگاه مشکوکی به جونگکوک‌ انداخت.م.ک: ...

حققوای بچه ها یه جا خوندم ، نوشته بود که : من در حال ریواچ ک...

پارت ۱۴

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت10دکتر لی:خا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

رومان عشق پنهانی (پارت11)

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

پارت ۱۵ - ددییی؛ بله - می‌دونی حسنا و تهیونگ با هم رابطه دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط