part:6
part:6
ات:ممنون که کنارمی اوپا(چشمای خیس و صدای بقضی)
نامجون: خواهش میکنم خواهر کوچولو هر وقت که خواستی با کسی درد و دل کنی من همیشه کنارتم
ات:به معنی تایید سر تکون داد وبا لبخند بقضی بهش خیره شده بود
نامجون:حالا راحت بگیر بخواب فردا هم لازم نیست بری دانشگاه
ات:نه باید فردا برم درس های مهمی دارم
نامجون باشه هرجور راحتی اما زیاد به خودت سخت نگیر
ات:باشه شب بخیر (لبخند)
ویو خونه تهیونگ(اسلاید دوم)تهیونگ رو به جیمین:
تهیونگ:پسر تاگفتی بهش زنگ زدم حالش خیلی بد بود چرا این کار رو کردی شما ها که هم دیگه رو خیلی دوست داشتین
جیمین:ات دیگه منو دوست نداره با من خوشحال نیست بجای من لایه پسر دیگه خوشحال اون روز که دعوامون شد گفت ازم خسته شده منم گفتم تمومش کنیم چون هردومون داریم عظیت میشیم وچون میدونستم حالش خراب نمیدونه چیکار میکنه زنگ زدم به تو تازه قرار ۶ ماه برای تور کنسرت از کره بریم اینجوری بهتر شد
تهیونگ:والا دیگه هیچ حرفی برای گفتن ندارم
جیمین:توی این چند روز که به تور کنسرت از ات برام خبر بیار من دیگه میرم
تهیونگ :باشه خداحافظ
ادامه دارد
لایک ❤️
نظرات💖
ات:ممنون که کنارمی اوپا(چشمای خیس و صدای بقضی)
نامجون: خواهش میکنم خواهر کوچولو هر وقت که خواستی با کسی درد و دل کنی من همیشه کنارتم
ات:به معنی تایید سر تکون داد وبا لبخند بقضی بهش خیره شده بود
نامجون:حالا راحت بگیر بخواب فردا هم لازم نیست بری دانشگاه
ات:نه باید فردا برم درس های مهمی دارم
نامجون باشه هرجور راحتی اما زیاد به خودت سخت نگیر
ات:باشه شب بخیر (لبخند)
ویو خونه تهیونگ(اسلاید دوم)تهیونگ رو به جیمین:
تهیونگ:پسر تاگفتی بهش زنگ زدم حالش خیلی بد بود چرا این کار رو کردی شما ها که هم دیگه رو خیلی دوست داشتین
جیمین:ات دیگه منو دوست نداره با من خوشحال نیست بجای من لایه پسر دیگه خوشحال اون روز که دعوامون شد گفت ازم خسته شده منم گفتم تمومش کنیم چون هردومون داریم عظیت میشیم وچون میدونستم حالش خراب نمیدونه چیکار میکنه زنگ زدم به تو تازه قرار ۶ ماه برای تور کنسرت از کره بریم اینجوری بهتر شد
تهیونگ:والا دیگه هیچ حرفی برای گفتن ندارم
جیمین:توی این چند روز که به تور کنسرت از ات برام خبر بیار من دیگه میرم
تهیونگ :باشه خداحافظ
ادامه دارد
لایک ❤️
نظرات💖
- ۲۸۶
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط