از سرنوشت پرسیدم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم؟ انگشت

از سرنوشت پرسیدم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم؟ انگشت بر لبانم گذاشت و گفت : بسپارش به ما که هیچ احدی از سرنوشت خویش خبر ندارد…………………………………..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۵)

چند وقتیست هر چه می گردم ، هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کن...

گفتمش دل میخری ؟ پرسید چند؟گفتمش دل مال تو تنها بخند!خنده کر...

...

...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

چند پارتی

درواقع لو یونشی هست لی یونشی اشتباهه ، سریال هاش خیلی قشنگه ...

این خیلی خوشحالم کرد که لیسا ، جنی ، جیسو کامبک های همزمان د...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط