من بـه چـشم‌هـای بـی‌قـرار تـو قـول می‌دهـم

من بـه چـشم‌هـای بـی‌قـرار تـو قـول می‌دهـم

ریـشه‌هـای مـا بـه آب

شاخـه‌هـای مـا بـه آفـتاب مـی‌رسد

مـا دوبــاره سبـــز می‌شویـم‬.
دیدگاه ها (۷)

محبوب منحالا که خورشیدِ صبح‌های من از مشرق چشم‌های تو طلوع م...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

‌‌‌‌🕊‌ೋ✿࿐༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

قرار بود با سواد شویم....قرار بود با سواد شویم....یک عمر صبح...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

«زندگیِ ما، این روزها، درست شبیه همان یخ‌فروشِ قصه‌هاست؛همه ...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

پاییز می رسد ڪه مرا مبتلا ڪندبا رنگـــ‌ های تازه مرا آشنا ڪن...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط