مــن کـولـہ بـار دردم کـے قـد مـن بـد آورد دوبـاره خـنجر

مــن کـولـہ بـار دردم کـے قـد مـن بـد آورد دوبـاره خـنجر از پـشت دوبـاره دل کـم آورد مـن بــے ستــارگـے مـو بـہ آسـمـون نـمیگم احـساس مـن غـریـبست کـے میـدونـہ چـے میـگم اصـلا زمـونـہ مـیخـوام کـسے نـمونـہ بـاهـام اونـقد قـدم میـزنـم کـہ درد بـگیره پـاهـام مـن خـونـہ غـرورم کـسے نـمیشہ حــالـیش خـراب شـہ سـقف خـونـہ روے سـر اهـالـیش...
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part7ترسیدم رفتم سمتش من:خوبی؟یهو سرشو آورد ب...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

You are paying back karma پارت²⁷هر سه آلفا سوار ماشین بودن و...

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

Which one part 13قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون ...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

#pain#P¹¹²#Season²+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم. بعد آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط