مـن از بوئیدن گل هــای شمعــدانی

مـن از بوئیدن گل هــای شمعــدانی

نویدی تازه میگیـــرم


به مـــن آموخت که در قربت
چگونه با دلان رابـــطه گرم گیرم


تــو از تنـهایی می گویی؟
من از قربــت نمیدانم!


سر از قربــت در آوردن
دل عاشــق نمی خواهد


سر از قربــت درآوردن
دلی آواره مــی خواهد...
دیدگاه ها (۲)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

عاشقانه های شبنم

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

🌨🍃﷽🍃🌨✨سلام جمالِ دل‌نشین ِالهی✨ سلام طراوتِ قلب‌های آسمانی✨ ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط